اسكندر بيگ تركمان
992
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
وقايع سنهء مباركه تنگوزئيل اثنى و ثلثين و الف كه سال هفتم قرن ثانى دولت روز افزون عباسى است دگر ره ماه فروردين بشادى * خبر داد از نشاط كيقبادى جهان را از قدومش تازگى باد * طراوت را بلند آوازگى باد ديگر باره بهار دلگشا با هزاران برك و نوا آغاز شد ضابط چهار اركان قوايم روزگار مربى نتايج چهار فصل هشت و چهار خورشيد جهانآرا كه فرمانرواى طارم چهارم است هشت ساعت و چند دقيقه از شب دوشنبه نوزدهم ماه جمادى الاولى گذشته با طنطنهء شكوه و جلال چون ماهيچه شقه لواى فلك اعتلاء خسرو بيهمال بتختگاه دار الملك شرف و اقبال خراميده اورنك چهار پايه سبع سموات را [ 699 ] بوجود فياض آرايش دو جهانى داد پرتو انوار تربيتش خاك بر گرفتگان نباتى را نشو و نماى تازهء داد مشاطهء بهار دختران رز را جهت هم آغوشى حريفان بزم عشرت به صد زيب و بهار آراسته در انجمن كاميابى و كامرانى بجلوهگرى و دلربائى درآورد نغمه سرايان هزار دستان باغ و بستان گاه از مژده تشريف قدوم گل و ريحان نواى غمزداى طرب و خرمى ساز غزلخوانى آغاز مينمودند و گاه از بيم تطاول و تعدى شبروان صبا كه اوراق گل را پريشان ساخته بباد بىنيازى ميدادند از اندوه فراق كه عنقريب به آن مبتلا ميگردند ناله و افغان درگرفته از فوارهء ديده چشمه خون مىگشادند آرى بيت چنين است رسم سراى سپنج * گهى باشد آسودگى گاه رنج چون نوعروس حجله نشاط و خرمى با خسرو عهد به صد شيرينى و دلارائى هم آغوش و طفل بهجت و شادكامى با شهريار زمان توام و طغاناند لهذا حضرت اعلى در مازندران جنت نشان بلوازم جشن و سرور روز نوروز پرداخته مقربان بساط و الا و اركان دولت جهان پيرا در آن انجمن بهجت فزا چون سوسن صد زبان بدعا و ثناى شهريار كام بخش كامران رطب اللسان بودند و به زبان حال بيان اين مقال مىسرودند : بيت شها بخت و دولت ترا يار باد * هميشه خدايت نگهدار باد بود تا ابد در جهان نام تو * برآيد ز گيتى همه كام تو